تبليغاتX
براي ثبت در تاريخ-آرشيو
- این اولین اشتباه بزرگ عادل فردوسی پور بود در همه آن سال‌هایی که برنامه‌اش را با علاقه تماشا می‌کردیم.

 وقتی محمد مایلی‌کهن, خوشحال و خرم و خندان, مست از نشستن شاهین اقبال بر شانه‌هایش، بلند شد و آمد استودیوی برنامه نود و فردوسی‌پور انگار که بخواهد به خاطر این شادی مجازاتش کند؛ تصمیم گرفت حالش را بگیرد.

2- تا پیش از این برنامه 90 این هفته, همانی بود که انتظارش را داشتیم. با صحنه‌هایی که نشانه و شاهدی بر دنیای امروز ما بود. با مدیر آمبولانسی که وقتی ابومسلم زنگ زد، آژیر آمبولانس‌اش را در ورزشگاه روشن کرد، و یکی از مسئولان تیم که پرید تیمش را تشویق کند و در چمن زمین خورد, و حرف‌های از کنترل خارج شده فیروز کریمی که گفت اگر بازیکنش کسی را کتک زده و طرف خبرنگار نبوده، حق داشته و تازه تشویقش هم می‌کند. بعد هم که سخنگوی فدراسیون در برنامه حاضر شد و فردوسی‌پور مثل همیشه کوشید تا تناقض‌های حرف‌ها و پیچیدگی‌های حرفه‌ای و رفتاری طرف را رو کند. تا این جا برنامه همانی بود که انتظارش را داشتیم. که در تمام این سال‌ها به آن دل سپرده بودیم. آینه‌ای برای جامعه‌مان و مثل همیشه یک ترازوی دقیق و حساس برای نقد.

3- مشکل اما همان طور که گفتم، وقتی بود که محمد مایلی‌کهن, سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران جلوی دوربین فردوسی‌پور نشست. فردوسی‌پور البته اشتباه نکرده بود. انتخاب مایلی‌کهن به عنوان سرمربی تیم، برای بسیاری از هواداران تیم ملی ایران ناامیدکننده بود. انتظارش را نداشتند و یک بازگشت به عقب به حساب می‌آمد. و از این به بعد بود که فردوسی‌پور با تکیه بر پشتوانه مردمی‌اش کوشید تا مایلی‌کهن را تحقیرش کند. شادیش را ندید، یا کوشید در میانه این شادی کودکانه از او حرف بکشد. که به گوشش برساند که ملت از انتخابش خشنود نیستند. که لایق این مقام نیست. و خوشحالی، عین برف دم عید از صورت مایلی‌کهن شسته و روبیده شد. غبار غم بر صورتش نشست و تلاش کرد از خودش دفاع کند. پس گفتگویی آغاز شد که هیچ کدام از دو طرف بحث، حالت متعادلی نداشتند. حال شان خوب نبود. پرت و پلا زیاد گفتند. فردوسی‌پور سؤالی را که باید از رؤسای فدراسیون می‌پرسید، با مایلی‌کهن بیچاره مطرح کرد. گفت می‌داند چرا انتخاب شده، و این که مردم این را نمی‌خواهند.

4- عادل فردوسی‌پور و برنامه‌اش این روزها برای ما خیلی مهم اند. پنجره‌ای باز و بی تعارف با جهان ما و جامعه ما. صادق و صمیمی و البته دراماتیک. پس حق چنین اشتباه‌های فاحشی را ندارد. نباید با تکیه بر این اقبال عمومی و توجه نخبگان, از تریبونش برای آزار دادن یک نفر استفاده کند. به این سادگی نباید حرام شود.

5- من به این چیزها اعتقاد دارم. عادل دل مایلی‌کهن را شکست. نامردی کرد. نتیجه اش این که کلی سوتی داد. اسپانیا و آلمان را با هم قاطی کرد. مایلی‌کهن مربی محبوب ما هم نیست. ولی زمان، زمان تبریک گفتن به او بود. باید در خوشحالی‌اش شریک می‌شدیم. این سؤال‌ها باید از مسئولان فدراسیونی می‌شد که هر دقیقه حرفی می‌زنند و دلیل وجودی‌شان معلوم نیست. برای عادل همان یک سؤال از سرمربی جدید تیم ملی بس بود: آیا انتخاب شما به عنوان سرمربی تیم، تنها توسط فدراسیون بوده؟ تا مایلی‌کهن پاسخ بدهد که نه فقط او، هیچ کدام از مربی‌های قبلی تیم ملی هم این چنین انتخاب نشده‌اند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/19ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط اربابي |

احمدی‌نژاد - موسوی

مقایسه‌ای اجمالی میان مواضع موسوی و احمدی‌نژاد می‌تواند قضاوت درباره ادعای شباهت میان دیدگاه‌های آنها را ساده‌تر سازد.

 هرچند به اعتقاد ناظران سیاسی به طور طبیعی همه افراد ممکن است در برخی حوزها از شباهت‌هایی برخوردار باشند. شبیه بودن موسوی و احمدی نژاد موضوعی است که برخی شخصیتهای سیاسی پس از اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی مطرح کرده اند ادعایی که با رجوع به سخنان این دو آزموده می شود.

سخنان موسوی در کنفرانس مطبوعاتی روز دوشنبه اش فتح بابی برای نمایان شدن چهره واقعی اوست که می تواند به آنچه به استناد سکوت دو دهه ای و عملکرد پیشین او از سوی عدع ای مطرح شد پایان دهد. خبر در جدول زیر به مقایسه نظرات موسوی و احمدی نژاد در 9 محور پرداخته است:

میرحسین‌ موسوی

  • احزاب

من رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی بودم و اهمیت تحزب را می‌دانم.همواره حسرت می‌خورم که چرا در کشور ما 3-2 حزب قوی نداریم. الان کسی که وارد انتخابات می‌شود باید هزاران مشکل را بررسی و برنامه‌ریزی کند که اگر این خلأ نبود و مثل خیلی نقاط دنیا چند حزب قوی فعالیت داشتند از 4-3 سال قبل معلوم بود که کاندیدای احزاب کیست و چه برنامه‌هایی دارد.

  • اقتصاد

ما با کمتر از 7 میلیارد دلار درآمد ارزی که حداقل 4 میلیارد آن صرف جنگ می‌شد کشور را توانستیم اداره کنیم. ظرف این 4 - 3 سال اخیر ما به اندازه یک سوم کل درآمد نفتی کشور در عرض 30 سال درآمد داشتیم و این سوال هنوز برای ما باقی مانده است که این پول کجا خرج شده است؟ نمی‌خواهم وارد این بحث شوم که پول خوب یا بد خرج شده است. فقط می‌خواهیم یک لیست و سندی به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 میلیارد دلار پول نفت را کجا هزینه کردیم و صرف چه کردیم؟ شرایط خوبی به لحاظ اقتصادی نداریم. قطعاً برون‌رفت از رکود تورمی که امروز وجود دارد جز با استفاده از بخش خصوصی و بهبود فضای کسب و کار امکان‌پذیر نیست.

  • عدالت و اقشار کم درآمد

بحث رعایت واقعیت توأمان عدالت و آزادی نیز یکی از شعارهای ماست. یکی از شعارهایی که مطرح شده و می‌تواند شعار اصلی قلمداد شود بحث «دولت امید با آزادگی و عدالت» است. حمایت از مستضعفان به معنای در نظر نگرفتن اهمیت طبقات میانی نیست. باید طبقات میانی فربه شوند زیرا در سال‌های اخیر این طبقه، لاغر شده است. ما ریزش معناداری به سمت زیر خط فقر داشته‌ایم در حالی که تضعیف طبقات میانی می‌تواند تبعات امنیتی داشته باشد و استقلال و فرهنگ ما را مورد تهدید قرار دهد.

  •  حساب ذخیره ارزی

آنها که فرنگ نشسته‌اند و محاسبات دقیقی دارند، یقیناً می‌توانند محاسبه کنند که ما چقدر ذخیره ارزی داریم یا نداریم ولی کارشناسان مسوول و دلسوز کشور و نمایندگان کشور و مردم ما به دلیل این‌که اطلاعات پنهانی و سری است، اطلاعی از آن ندارند. فقط صرف گفتن این که برای چند دوره دولت‌های بعدی هم ذخیره ارزی داریم که نمی‌تواند قانع‌کننده باشد زیرا بر اساس آگاهی و واقع‌بینی، ملت می‌تواند راه خود را انتخاب کند. به فرض که ما اشتباه کرده و ذخایر ارزی را جای خوبی هم صرف نکرده باشیم و ریخت و پاش هم کرده باشیم و از بین رفته باشد، حق مردم این است که از آن اطلاع داشته باشند.

  • اصلاح الگوی مصرف

رهبر گرامی انقلاب اعلام کردند که امسال سال اصلاح الگوی مصرف است. یکی از مواردی که در آن الگوی مصرف باید بازبینی شود، نحوه مصرف منابعی است که در دست دولت است. دولت دارای بزرگترین منابع است و خود بزرگترین مصرف‌کننده است. مصرف منابع کمیاب برای مقاصد کوتاه مدت و اغراض سیاسی فاجعه ایجاد می‌کند. به تعبیر دقیق‌تر باید بگوییم این منابع کمیاب که در دسترس ماست و از جمله آنها درآمدهای نفتی است و بودجه و درآمدهای مالیاتی است، باید با سیاست‌گذاری دقیق تخصیص داده شود؛ در مورد کمیت آنها بحث شود و اینکه چه الگویی فراتر از سلیقه‌های انتخاباتی یا اغراض سیاسی کوتاه مدت برای مصرف آن داریم.

  • ورزش

وقتی از منزلت‌های سیاسی موقعیت‌های خودمان بجا استفاده نمی‌کنیم و برای مقاصد کوتاه مدت و منافع کوتاه مدت استفاده می‌کنیم، باز هم اتلاف منابع داریم. برای نمونه مسأله مسابقه فوتبال ایران - عربستان که در کشور ما حساس است را ببینید. وقتی ما استفاده سیاسی از ورزش می‌کنیم، این رفتار، وجهه زیبای ورزش و مسابقات ورزشی را تبدیل به مسأله سیاسی می‌کند. مثل مسابقات اخیر ما با جمهوری آذربایجان یا عربستان. چرا باید طوری عمل کنیم که باخت یا برد ما از جنبه عادی خارج شود و باخت ما به عنوان باخت نظام در مقابل این یا آن کشور تلقی ‌شود؟

  • فساد اقتصادی

باید جلوی فساد مالی را بگیریم اما منظور من این نیست که باید دنبال مافیای نفتی خیالی باشیم اما با روش‌های اجرایی و مصوبات می‌توان زمینه‌های جرم‌خیزی را کم کرد و در نهایت اگر فاسدی پیدا شد با همکاری قوه‌‌قضاییه باید عمل کرد. یکی از دلایل فساد در کشور عدم شفافیت است. اطلاعات مربوط به بودجه، ارز، معاملات نفتی و پیمان‌هایی که داده می‌شود باید در اختیار مردم قرار گیرد. اما امروز حتی گاهی این اطلاعات در اختیار متخصصان هم قرار نمی‌گیرد و حتی مجلس هم از بسیاری از این قراردادها اطلاع ندارد. نباید کسری‌ها را تحت عناوین مختلف و تکنیک‌های گوناگون پنهان کنیم.

  • سیاست خارجی

ما به دنبال تأمین منافع ملی به صورت حداکثری هستیم و این کار نباید همراه با زیاده روی‌ها و تندروی‌ها بشود که به ما لطمه بزند، همچنین من سیاست تنش‌زدایی را در پیش خواهم گرفت و تلاش می‌کنم اعتماد‌سازی کنم و بدبینی‌های تصنعی و مربوط به موضع‌گیری‌های افراطی را از بین ببرم. تفریط ما را به جایی می‌کشاند که بحث دوستداری ملت اسرائیل را مطرح می‌کنیم و از سوی دیگر در جاهایی آنچنان غرب ستیزی در شعارهای ما اوج می‌گیرد که برای جبران آن به فرستادن پیام‌ها و نامه‌های بی حاصل می‌پردازیم و شبیه آن را در مسائل اقتصادی هم داریم.

  • امنیت اجتماعی

پروژه امنیت اجتماعی اثرات سوء دارد و تأمین کننده اهداف نظام ما نیست و همه مسائل اجتماعی با تکیه بر مزیت‌های ما در اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم آثار مثبتی نخواهد داشت. بخشی از برخوردها اساساً موضوعیت ندارد و با سوءنیت انجام می‌شود و این به حساب نظام گذاشته می‌شود و من این گشت‌ها را جمع خواهم کرد. من معتقدم ما بخشی از نهادهای سنتی را از دست می‌دهیم و برای اعتمادسازی باید به جوانان اعتماد کنیم و بدانیم آنها کشور خودشان را دوست دارند و سعی کنیم نظام ارتباط قوی با این نسل ایجاد کند.

احمدی‌نژاد

  • احزاب

یکی از آزادسازی‌های دولت نهم این بود که نظام اجرایی کشور را از قید مطالبات پایان‌ناپذیر احزاب رها کرد. این دولت هیچ نیازی به حزب ندارد و من یک ریال هم به آن‌ها باج نداده و تا آخر هم نخواهم داد. دولت تلاش کرده تا مردم را از اسارت عده‌ای که خود را مالک این مردم می‌دانند رها کند. این ملت ما بود که در پیروزی انقلاب 8 سال جنگ تحمیلی و مراحل مختلف سختی‌ها را تحمل کرده است نه احزاب.

  • اقتصاد

برخلاف برخی اظهارنظرها که اصرار دارند کاهش قیمت نفت، بر اقتصاد ایران تأثیر شگرفی خواهد داشت، با طرح‌ریزی‌ها و برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، تقریباً تأثیری در اقتصاد ما ندارد. به ویژه با طرح تحول اقتصادی که دولت در دست اقدام دارد، ان‌شاء الله تأثیرات منفی کاهش قیمت نفت بر اقتصاد کشور از بین می‌رود. ما قادر هستیم، کشور خود را با فروش نفت 8 دلار یا 5 دلار اداره کنیم. اقتصاد ایران، اقتصادی درون‌زاست، بنابراین کاهش قیمت نفت نمی‌تواند تأثیر آنچنانی بر اقتصاد ایران داشته باشد. تا امروز 22 و نیم میلیون نفر از سهام عدالت برخوردار شده‌اند و سعی داریم این تعداد را به 42 میلیون نفر افزایش دهیم. البته این کارها کافی نیست و امیدواریم که بتوانیم مشکلات را حل کرده و سطح زندگی مردم را بهبود بخشیم.

  • عدالت و اقشار کم درآمد

ما عدالت را با پیشرفت و پیشرفت را با عدالت می‌خواهیم. کسانی که آن حرف‌ها را می‌زنند بروند حاصل کار خودشان را ببینند. شما الان می‌دانید، من نمی‌خواهم آمار بدهم که چقدر خانوار در این کشور هستند که تا قبل از این دولت ماهی هجده هزار تومان دریافتی آنها بود که حالا از پارسال ماهی 36 هزار تومان شده است و آنها با همین زنده‌اند. نرفته‌اند ببینند که در خراسان جنوبی چه خانواده‌های فراوانی کل درآمد ماهانه آنها 50 هزار تومان است؛ همین الان.

  • حساب ذخیره ارزی

در خصوص میزان ذخیره ارزی کشور ابهامی وجود ندارد و برخوردهایی که صورت می‌گیرد متأسفانه سیاسی است. کسانی هستند که مسئول بوده‌اند و می‌دانند که با چه دقتی از این ذخایر مراقبت می‌شود و چه سلسله مراتبی برای برداشت از ذخایر ارزی وجود دارد. ‌آنها می‌دانند که ما نمی‌توانیم هیچ‌وقت عدد ذخیره ارزی را اعلام کنیم چرا که جزو اسرار یک کشور است لذا بازی‌هایی که صورت می‌گیرد بازی‌های سیاسی است. ذخایر ارزی کشور بسیار بالا و در تاریخ کشورمان بی‌سابقه است و ما برای چند سال آینده حتی اگر هیچ فروش نفت نداشته باشیم ذخیره ارزی داریم.

  • اصلاح الگوی مصرف

باید به سمتی برویم که دقیق و به درستی همه الگوها اصلاح شود در این زمینه باید به لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها که گامی بزرگ و پایه‌ای است توجه و برای به نتیجه نشستن آن تلاش ویژه کنیم چرا که این لایحه حاصل تلاش همه متخصصان و دلسوزان کشور است که مدت‌ها برای به ثمر رساندن آن تلاش کرده‌اند. باید به اصلاح الگوی مصرف عمومی در سه حوزه مورد تأکید رهبر معظم انقلاب یعنی نان، آب و انرژی بپردازیم. باید برای این کار برنامه‌های دقیق و در عین حال ضربتی و انقلابی بیاورید تا هرچه زودتر عملی شود، مطمئناً ما در این خصوص با برنامه‌های معمولی به جایی نمی‌رسیم.

  • ورزش

ظرفیت ایران در زمینه‌های مختلف و به ویژه در زمینه ورزشی بسیار بالاست و سازمان تربیت‌بدنی باید در این زمینه تلاش‌های بیشتری کند، به ویژه در عرصه تربیت مربی که زمینه اصلی را برای بروز استعدادها فراهم می‌کند. یکی از زمینه‌هایی که ایجاد نشاط، اراده و عزم عمومی می‌کند ورزش و موفقیت‌های ورزشی است و نمی‌شود با کم توجهی زمینه‌ای را فراهم کرد که استعدادها به هدر رود. فوتبال ایران باید در قاره کهن حرف اول را بزند. باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم تا استعدادهایمان در این زمینه هرچه بیشتر شکوفا شود و به گونه‌ای عمل نشود که مردم و به ویژه جوانان این گونه از باخت تیم ملی دلخور و ناراحت شوند.

  • فساد اقتصادی

الان دو شبکه موازی با هم، هماهنگ با هم و هدایت شده از یک مرکز، دست اندرکار وارد کردن سیگار به داخل کشور ما هستند. یک شبکه رسمی که از گمرکات وارد می‌کنند و یک شبکه غیر رسمی که با طراحی و حتی با درگیری با نیروی انتظامی به صورت قاچاق سیگار وارد کشور می‌نمایند.خود اینها یک شبکه گسترده‌اند. هم شما می‌دانید و هم ما که دانه درشت‌ها و مفسدان اقتصادی چه کسانی هستند. بنده به شما خبرنگاران اسامی را نشان می‌دهم حال اعلامش با خود شما و رسانه‌هایتان. متاسفانه دراین موضوع برخی کل کشور را زیر سوال می‌برند. این ناجوانمردی است که این دولت می‌خواهد با دانه درشت‌ها مبارزه کند صدها دست برای حمایت از آنان بلند می‌شود.

  • سیاست خارجی

ما هنوز در مقابل تحریم‌های قدرت‌های زورگو و بداخلاق عکس‌العمل تندی نشان نداده‌ایم اما اگر بخواهند از حریم خود تجاوز کنند، ملت ایران عکس‌العمل نشان می‌دهد و جمهوری اسلامی ایران نیز می‌تواند آنها را تحریم کند. قدرت‌های زورگو به مانند تکه برفی در حال ذوب شدن هستند.اگر حاصل تحریم این است که در سه سال گذشته معادل 50 سال قبل در کشور رونق و شکوفایی داشته‌ایم پس این تحریم‌ها برای ما مفید بوده و ما از آن استقبال می‌کنیم. وقتی کشورهای غربی شاهد رشد و پیشرفت ایران بودند هر روز یک قطعنامه تهیه کردند و در شورای امنیت علیه ما صادر کردند. من امروز به آنها می‌گویم آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌دان شما پاره شود.

  • امنیت اجتماعی

طرح امنیت اجتماعی، انتظامی نیست بلکه فرهنگی است و عناصر فرهنگی باید با کمک گرفتن از مردم آن را اجرا کنند. این طرح قبلاً تهیه و برای صیانت از حریم اجتماعی تدوین شده است. ‌متاسفانه وزارتی که باید این کار را مدیریت ‌می‌کرد آن را انجام نداد و فقط به فعالیت انتظامی پرداخت در صورتی که اساس این طرح، فرهنگی بود. از وزیر اسبق کشور (پورمحمدی) خواسته بودم که این کار فرهنگی را انجام دهد و وزیر بعدی آن نیز عمر وزارتش کفاف نداد. این کار از گذشته در دستور کار دولت بوده است و هر وقت این فعالیت انجام شود برخی از آن انتقاد ‌می‌کنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/19ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط اربابي |


مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي به فقهاي شوراي نگهبان نامه نوشت.

در این نامه آمده است:

اعضای محترم شورای نگهبان قانون اساسی
فقهای بزرگوار و حقوق‌دانان گرامی
با سلام و احترام


جایگاه قانونی آن نهاد محترم در پاسداری از دین و قانون همواره به شورای نگهبان موقعیتی منحصربفرد داده است. این شورا در قانون اساسی جمهوری اسلامی نهادی فرادست نهادهای دیگر تعریف شده که متناسب با شرایط علمی و دینی و اخلاقی لازم برای تصدی عضویت در شورا دارای قدرتی قانونی و نظارتی عالی به‌ویژه در انتخابات است. انتخابات به عنوان مجرای جمهوریت نظام از این حیث تحت نظارت شورای نگهبان قرار گرفته که این شورا به علت جایگاه فراجناحی و بی‌طرفی سیاسی برآمده از قانون و مختصات اعضای خود به سلامت برگزار شود و در معرض دیدگاه فردی و جناحی قرار نگیرد. این نقش به‌خصوص در انتخابات ریاست‌جمهوری برجسته‌تر می‌شود چراکه اگرچه براساس قانون اساسی نظارت بر انتخابات مجلس به شورای نگهبان سپرده شده اما کیفیت آن را قانون مصوب مجلس تعیین می‌کند. این در حالی است که نظارت بر انتخابات ریاست‌جمهوری و ضمانت قانونیت آن کاملا برعهده شورای نگهبان است. بدیهی است نقش شورای نگهبان در این مورد حساس‌تر خواهد بود و از این رو ناظران این شورا باید کاملا بی‌طرف باشند و از جایگاه قانونی آن پاسداری کنند و این جز فلسفه وجودی ناظر نیست که ناظر جانبدار اصولا ناظر نیست، بازیگر است.


اکنون در شرایطی که دو ماه و اندی به انتخابات مانده است و در موقعیتی که فضای جامعه ایران به ‌شدت سیاسی و تحت تاثیر انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ است متاسفانه از برخی اعضای شورای نگهبان رفتاری دیده می‌شود که ناقض جایگاه قانونی این نهاد است.

قدیمی‌ترین عضو شورای نگهبان که در جایگاه دبیری آن هم نشسته است در جلسه‌ای که اخیرا برای ناظران این شورا در انتخابات ۲۲ خرداد برگزار شده است به ستایش یکی از نامزدهای انتخابات (شخصی که هم‌اکنون رئیس‌دولت است) می‌پردازد و از سیاست‌های او در محو فقر و تبعیض و محرومیت‌زدایی تجلیل می‌کند گرچه حتی در مضمون سخنان جناب آیت‌الله جنتی درباره آقای محمود احمدی‌نژاد اختلاف‌نظر وجود دارد اما مهمتر از آن، اصل و نفس جانبداری دبیر شورای نگهبان از یکی از نامزدها آن هم در جلسه‌ناظران شورای نگهبان است که طبق قانون باید بی‌طرف باشند.

این تخلف آشکار از جایگاه قانون شورای نگهبان درست در زمانی رخ می‌دهد که مقام معظم رهبری در سخنرانی مهم خود در آغاز سال جدید در مشهد مقدس بر بی‌طرفی همه نهادهای حکومتی در انتخابات ۲۲ خرداد تاکید کرده‌اند و میان رای شخصی و وظیفه قانونی نهادهای حکومتی تفکیک قائل شده‌اند.

ممکن است گمان کنیم سخنان رهبری به گوش آیت‌الله جنتی نرسیده باشد و ایشان به علت طولانی بودن تعطیلات نوروز موفق به دریافت سخنان رهبری نشده‌اند، اما آیت‌الله جنتی در همان جلسه از اینکه رهبر انقلاب امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیده‌اند سخن رانده‌اند و این نشان می‌دهد که متاسفانه در برخورد با راهبردهای بیان شده توسط رهبری برخورد گزینشی و سلیقه‌ای دارند.


اگر جناب آقای جنتی از مقام عضویت در شورای نگهبان استعفا می‌دادند و در نقش رهبر یک حزب یا جناح سیاسی این‌گونه از نامزدی خاص تجلیل می‌کردند نه‌تنها از مواضع ایشان انتقاد نمی‌کردیم بلکه از اینکه به رفتاری شفاف دست زده‌اند از ایشان تقدیر می‌کردیم اما اکنون که قصد دارند شورای نگهبان را از نهادی قانونی به حزبی سیاسی تغییر دهند این حق را برای خود قائل هستیم که از سلامت انتخابات نگران باشیم. در واقع هنگامی که پیر شورای نگهبان از نامزدی خاص در جمع ناظران دفاع می‌کند از ناظران جوان آن چه انتظاری می‌توان داشت که جز این دریابند که باید همان فرد خاص برنده انتخابات ۲۲ خرداد باشد؟


نمی‌دانم که آیا اعضای محترم شورای نگهبان به رسانه‌های بیگانه توجه دارند که تا چه اندازه، از این سخنان سوء‌استفاده کرده و نه تنها شورای نگهبان که نظام را به جانبداری در انتخابات متهم کرده‌اند؟ آیا نباید از حیثیت نظام در این مورد دفاع کرد؟


شورای نگهبان برای این تاسیس شده که اگر نهادی یا گروهی تخلفی را در انتخابات انجام داده به آن شکایت ببریم اکنون ما از جناب آقای جنتی دبیر محترم شورای نگهبان به کجا شکایت بریم؟


بدین‌ترتیب چاره‌ای نمی‌ماند جز از آنکه از خود اعضای شورای نگهبان به‌ویژه آیات محترم آقایان مؤمن و یزدی بخواهم به جناب آقای جنتی تذکر داده شود و تاکید می‌کنم که ورود به انتخابات به‌ویژه این دوره مستلزم سختی‌های بسیاری است که بخشی از آن به رقابت‌های درونی جناح‌ها و بخشی دیگر به جناح‌های سیاسی مقابل باز می‌گردد. اینجانب در این انتخابات و دوره گذشته از گروه‌های همسو و از مسوولین اجرایی و نظارتی بی‌مهری‌های بسیاری دیده‌ام و تحمل کرده‌ام و با نقض حقوق قانونی و نادیده گرفتن آرای مردمی روبه‌رو بوده‌ام. لکن هشدار می‌دهم که با مشاهده هرگونه نشانه‌ای از تخلف و بی‌طرفی نهادهای اجرایی و نظارتی برخورد علنی می‌کنم و آن را با مردم و رهبری در میان می‌گذارم و اجازه نمی‌دهم در حق کسانی که از رای خود استفاده می‌کنند اجحاف و ظلم شود. نتیجه انتخابات می‌تواند خلاف رای من تحقق یابد و هر کس که رای مردم را به دست آورد رئیس‌جمهور قانونی کشور است و ما نیز به رای مردم تمکین می‌کنیم اما تسلیم تخلف نخواهیم شد.


هشدار فقهای بزرگ و حقوقدانان گرامی شورای نگهبان به اعضایی که از جایگاه و حدود قانونی خود تجاوز می‌کنند پاسداری از جایگاه شورای محترم نگهبان است و پاسداری از جایگاه شورای نگهبان پاسداری از سلامت و آزادی انتخابات است.

با احترام
مهدی کروبی
۱۷/۱/۱۳۸۸

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/01/18ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط اربابي |

سيدمحمد خاتمي تروريسم را نتيجه پيوند نامبارک تعصب کور با قدرت براي خدمتگزاري به يک توهم سازمان يافته دانست.

به گزارش آفتاب، رئيس موسسه بين المللي فرهنگ و تمدن ها در دانشگاه لاتروب ملبورن استراليا با بيان اين مطلب اظهار داشت؛ «تکيه بر زور و خشونت و هراس که از جمله مهم ترين تهديد هاي دوران ماست محصول موقعيت هاي غير گفت وگويي است که در آنها وجوه «ديگري» و ضرورت و لوازم گفت وگو با او ناديده گرفته مي شود. تروريسم که نتيجه پيوند نامبارک تعصب کور با قدرت براي خدمتگزاري به يک توهم سازمان يافته است، مصداق بارز اين گونه وضعيت هاي بسته و خودمدار است.

مگر تروريسم جز بهره گيري از شيوه هاي رعب آميز براي وصول به اهداف سياسي «غيريت ساز» و«ديگر ساز» است؟ پس مهم نيست چه نامي بر خود بگذارد، حتي ممکن است از دين و هنر و دانش هم سوء استفاده کند.»

رئيس دولت اصلاحات تاکيد کرد؛ اين تهديدها به رغم زمينه ها و ابعاد نگران کننده يي که دارند، همه واقعيت هاي موجود در جهان ما نيستند. فرصت هايي که براي روآوردن به گفت وگو و «گذار» از وضعيت ستيز به فضاي تفاهم فراهم شده است، اندک نيستند. ترديد نکنيم که دگرگوني هاي علمي و فني يا به زباني ديگر نرم افزارها و سخت افزارهاي عصر ما عرصه را بر گفت وگو ميان فرهنگ ها و تمدن ها گشوده اند. توجه به مفهوم جديد گفت وگو و نسبت آن با جامعه پر شتاب و پردامنه اطلاعاتي و شبکه يي توانسته است فضاي تازه يي در عرصه نظر و عمل بگشايد. فرصت چنين گفت وگوها يي تنها بر مبادله اطلاعات مبتني نيست، نتيجه آن تغيير در پيش فرض ها، پيدايش روندها و خلق فرصت ها و واقعيت هاي نو است، به رسميت شناختن «ديگري» و ارتقاي مخاطبان به طرف هاي برابر در گفت وگو از پديد آمدن ترازهاي معرفتي جديد و مناظر و افق هاي تازه در عرصه هاي نظر و عمل نشأت گرفته است.

سيدمحمد خاتمي تصريح کرد؛ پيام هاي پديد آمده در هر حوزه تمدني ابتدا توسط فرهيختگان و عاملان و روشنفکران آن حوزه دريافت و بيان مي شود و پس از آن نيز پيش و بيش از هر گروه ديگر توسط فيلسوفان و هنرمندان و انديشمندان حوزه هاي ديگر فهم و جذب مي شود و واکنش هاي مساعد و مقتضي را در حوزه هاي ديگر به وجود مي آورد. به اين اعتبار بايد پذيرفت در روي آوري جهاني به گفت وگوي تمدن ها و فرهنگ ها صاحبان دانش و انديشه و هنر کنشگران نخستين آنند و خود نيز در اين پارادايم، قدرت مي يابند و مي توانند زبان سياست و انديشه را در عرصه هاي موثر بين المللي به يکديگر نزديک کنند. اين نوع گفت وگو از پذيرش تفاوت ها آغاز و به کاهش فاصله ها منتهي مي شود. قبول طرفيني متفاوت و مستقل و برابر، لازمه گفت وگوست و ملاحظه طرف مقابل نه به عنوان يک ابژه و ابزار بلکه به منزله «ديگري» آزاد و محترم و معتبر شرط تحقق گفت وگوست. باب گفت وگو از آنجا بسته مي شود که حقوق «ديگري» و «ديگري ها» از ياد مي رود.

وي در ادامه افزود؛ گفت وگوي تمدن ها بر پايه «رواداري» و «پذيرش تفاوت ها» قرار دارد. رواداري مفهومي فراتر از بردباري منفي است که پيشنهاد دوران مدرن است. ديگران را نبايد فقط تحمل کرد، بلکه بايد با ديگران کار کرد. هيچ قوم و ملتي را نمي توان با استناد به هيچ استدلال فلسفي، سياسي و اقتصادي در حاشيه قرار داد. براي ساخت و پرداخت جهان پيش رو، بايد مشارکت و تعاون همه انسان ها و جوامع را طلب کرد. اين رويکرد چه در مقياس ملي و چه در مقياس بين المللي ضرورت بازنگري در شناخت «ديگري» و رد غيريت سازي هاي معمول را در تمامي عرصه ها پيش مي آورد. براي تحقق گفت وگوي ميان تمدن ها لازم است شرق و غرب، اسلام و غرب و همه طرف هاي واقعي که در گفت وگوهاي اين عصر وجود دارند به جاي اينکه موضوع شناخت (ابژه) باشند، به شريک بحث و طرف مکالمه تبديل شوند. تصوير در هم شکسته «ديگري» را در هر کجا که باشد، در اسطوره و افسانه، در شعر و ادب يا در سياست و اقتصاد بايد فروگذاريم و با گفت وگو هايي واقعي بر سر مسائل واقعي به فرهنگ ها و تمدن ها توان و زبان جديد دروني و بيروني ببخشيم.

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/15ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط اربابي |