تبليغاتX
براي ثبت در تاريخ-آرشيو
چرا سینما «جمهوری» در آتش سوخت؟ در حالی كه سازمان آتش‌نشانی هنوز درباره علل این حادثه اظهار نظر نكرده شایعات فراوانی درباره این اتفاق به‌وجود آمده است. برخی معتقدند راه‌اندازی كافه «آنتراكت» در طبقه دوم سینما جمهوری و تبدیل شدن آن به پاتوق فرهنگی و روشنفكری می‌توانسته به عنوان دلیلی برای جنجال‌هایی درباره سوختن این سینما باشد. لیلا حاتمی و علی مصفا كه مدیریت كافه و بخشی از سینما را برعهده داشته‌اند درباره این مسئله هنوز اظهار نظری نكرده‌اند. اما حمله چند ناشناس به دفتر سینما و پاره كردن عكس‌های محمدعلی فردین و بازیگران قدیمی سینمای ایران و حواشی مختلف باعث نتیجه‌گیری‌هایی درباره «عمد» یا «غیرعمد» بودن آن شده است. سینمایی كه بخشی از خاطرات دوستداران قدیمی سینما را شكل داد و حالا با صندلی‌های سوخته، دیوارهای از بین رفته و تابلوی نئون سیاه و زغال شده خودنمایی می‌كند. سینما «جمهوری» [نیاگارای سابق] یكی از 10 بنای مهم تهران است كه ارامنه این شهر آن را در سال‌های 1320 و 1330 شمسی ساخته‌اند. سال 1351 محمدعلی فردین به همراه شریكش آن را خرید و بعد از انقلاب بود كه 50 درصد سهم شریك به بنیاد مستضعفان واگذار شد و فردین هم بعد از ممنوع شدن از كار سینما، امتیازش را به برادرش عبدالله فردین منتقل كرد.

اما بعد از تعطیلی موقت سینما به دلیل عدم بازدهی، دوباره تمام سهم آن به فردین بازیگر تعلق گرفت و تنها با مرگ او بود كه سهام آن توسط خانواده علی حاتمی خریداری شد. به این ترتیب سینما «جمهوری» صاحبان تازه‌ای یافت كه در این چند سال اخیر تغییرات زیادی در آن به‌وجود آوردند.

سالن سینما در سال 85 بازسازی شد و با راه افتادن كافه «آنتراكت» این محل در مركز شهر تهران، تبدیل به پاتوق كوچكی برای اهالی فرهنگ شد. جایی كه می‌شد در آن فیلم دید و قهوه خورد و گپ زد. با این همه انگار قرار نبود این پاتوق در مركزی‌ترین منطقه تهران پا بر جا بماند. جمعه صبح تمام 893 صندلی سالن سینما سوخت و صندلی‌های لهستانی كافه نیم‌سوز شد. آتش آنقدر گسترده بود كه سرایدار و خانواده‌اش مجبور به فرار به پشت‌بام سینما شدند.

مهار آتش اما نتوانست مانع تخریب این سینما شود. حالا با سینمایی مخروبه روبه‌روییم كه صاحبان آن منتظر اظهارنظر رسمی مراجع قانونی درباره علت آتش‌سوزی هستند. جایی كه باید منتظر بود و دید مثل سینما «آزادی» سوخته بازسازی می‌شود یا چهره سوخته‌اش در مركز شهر باقی می‌ماند. گشتن علی مصفا در میان صندلی‌های سوخته سینما «جمهوری» مثل همان گشتن «داداشی» فیلم «پری» در كلبه سوخته «اسد» است. جایی كه قرار بود «داداشی» را به مرحله تازه‌ای از زندگی وارد كند و به او امید ببخشد. این بار اما سناریو تغییر كرده است. علی مصفا و همسرش لیلا حاتمی دو ستاره سینمای روشنفكری در این سال‌ها فعالیت چندانی نداشته‌اند جز آنكه هفته پیش در همایش پویش دعوت از خاتمی شركت كردند و با ایراد سخنانی به صف حامیان او پیوستند. همین مسئله باعث شده تا به نوعی گمانه‌زنی‌هایی در این باره به صورت شایعه شكل بگیرد و برخی از عمدی بودن آتش‌سوزی خبر دهند.

باید دید این ماجرا چه تاثیری روی امیدی كه لیلا حاتمی در همایش «پویش دعوت از خاتمی» به زبان آورد می‌گذارد. علاوه بر این یك روز پس از آتش‌سوزی در این سینما، مدیر كل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی و مدیرعامل سازمان توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری در این مورد اظهارنظر كرده‌اند.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/26ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط اربابي |

اوباما و خاتمي

با اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري آمريكا و پيروزي قاطع و شگفتي‌ساز باراك اوباما، پرونده مبارزات طولاني انتخاباتي در اين كشور بسته شد. اين در حالي است كه در ايران رقابت براي پيروزي در انتخابات رياست‌جمهوري سال آينده، تازگي آغاز شده است و هنوز روشن نيست كه چه كساني در فهرست نهايي كانديداهاي انتخابات سال آينده حضور خواهند داشت.

اين در حالي است كه تاكنون حضور يا عدم حضور سيد محمد خاتمي به‌عنوان چهره‌اي تاثيرگذار و محبوب در انتخابات سال آينده كشور نهايي نشده و به تبع آن بسياري از چهره‌هاي سياسي كه در انتظار اعلام نظر خاتمي باقي مانده‌اند نيز در مورد حضور يا عدم حضور خود در انتخابات به جمع‌بندي نرسيده‌اند. با اين حال با نگاهي به انتخابات آمريكا و فضاي انتخاباتي ايران به روشني مي‌توان به شباهت‌هايي ميان باراك اوباما كانديداي پيروز در انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا و سيد محمد خاتمي يكي از تاثيرگذارترين چهره‌ها در انتخابات رياست جمهوري ايران رسيد كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

1- صلح‌طلبي: بي‌شك يكي از ويژگي‌هاي بارز كانديداي پيروز در انتخابات آمريكا را مي‌توان صلح‌طلبي او و مخالفت با افزايش دامنه جنگ به كشورهاي جديد دانست. اعلام نظر صريح اوباما در مورد لزوم كاهش نيروها در عراق و خروج زود هنگام از اين كشور، شاهدي بر اين مدعا است. مساله‌اي كه مي‌توان آن را يكي از دلائل گرايش آمريكائيان خسته از جنگ به اين نامزد دموكرات دانست. اين در حالي است كه خاتمي نيز چه در مقام رئيس‌جمهور و چه در مقام يك روحاني بلند پايه شيعه، همواره بر نظرات صلح‌خواهانه خود پاي فشرده است و سعي در ترسيم چهره‌اي صلح‌طلب از اسلام و ايران در جهان داشته است. نقش وي در شكل‌گيري تئوري جهاني گفت‌وگو بين تمدن‌ها را مي‌توان در همين راستا ارزيابي كرد.

2-مقبوليت جهاني: از ساكنان شهر «اوباما» در كشور ژاپن كه به خاطر شباهت اسم اين شهر، رئيس‌جمهور تازه آمريكا از انتخاب وي رضايتمند هستند تا سياه‌پوستان، آفريقايي تبارهاي ساكن در اروپا و آمريكا، طيف بزرگي از مردم آسيا، اقليت‌هاي ديني و نژادي، دگرباشان و حتي بسياري از مردم ايران از انتخاب اوباما به عنوان چهره‌اي ضدجنگ و ميانه‌رو راضي به نظر مي‌رسند.

اين در حالي است كه يك مقبوليت جهاني در مورد رئيس‌جمهور سابق كشورمان نيز همواره وجود داشته، چه در هنگامي كه وي در مقام عالي‌ترين مقام اجرايي كشور به فعاليت مي‌پرداخت و چه پس از آن همواره خاتمي چهره‌اي محبوب و مقبول در ميان دولت‌ها و ملت‌هاي جهان بوده است. راي قاطع‌سران كشورهاي عضو سازمان ملل به پيشنهاد وي در مورد گفت‌وگوي تمدن‌ها، ملاقات‌هاي وي با سران مهم‌ترين كشورهاي جهان حتي پس از پايان دوره رياست‌جمهوري و در آخر حضور بلند پايگاني از سراسر گيتي و دبير كل سابق سازمان ملل در زادگاه خاتمي براي تجليل از وي، همگي نشان از اين مقبوليت جهاني دارد.

3- انتخاب با راي بالا: انتخاب باراك اوباما به رياست‌جمهوري آمريكا را خود آمريكايي‌ها «انتخابي‌ تاريخي» ناميده‌اند كه يكي از دلايل آن انتخاب شدن وي به مقام رياست‌جمهوري با كسب بيش از دو برابر آراي كالج‌هاي انتخاباتي نسبت به رقيب جمهوري‌خواه خود بود. اما اين انتخابات مي‌تواند يادآور انتخاب سيدمحمد خاتمي به مقام رياست‌جمهوري در سال‌هاي 76 و80 باشد. انتخاباتي كه وي با فاصله‌اي بسيار رقباي خود را پشت سر گذاشت و به‌ويژه در مورد انتخابات دوم خرداد سال 1376 شكلي «حماسي» و «تاريخي» به خود گرفت.

4- تاثيرگذاري فراملي: اگر چه آمريكا را مي‌توان يكي از تاثيرگذار‌ترين بازيگران عرصه بين‌المللي دانست ولي مي‌توان بر اين نكته نيز صحه گذاشت كه مردم آمريكا با انتخاب يك سياه‌پوست ميانه‌رو به مقام رياست‌جمهوري علاوه بر رساندن پيام نفرت و خستگي از جنگ و كشمكش‌هاي مداوم جهاني به دولتمردان خود به شكل‌گيري فضايي عقلاني و معتدل در دنيا هم كمك كردند. از اين رو سياست‌هاي جنگ‌طلبانه و زياده‌خواهانه بوش را مي‌توان يكي از دلايل شكست هم  حزبي او در انتخابات اخير دانست.

اما انتخاب خاتمي در دو دوره پياپي رياست‌جمهوري نيز پيامي نزديك به آنچه در بالا بيان شد براي مردم جهان و دولتمردان ايران به همراه داشت.انتخاب خاتمي در هر دوره انتخاباتي كه وي پيروزش بود نيز به نوعي به مردم و دولت‌‌هاي جهان اثبات كرد كه مردم ايران به دنبال آرامش، صلح و تعامل مثبت با جهان هستند و از هر گونه كشمكش و درگيري و تنش در اوضاع جهاني گريزانند.

پيامي كه علاوه بر مردم ايران، دولت خاتمي نيز آن را به زبان ديپلماتيك به جهان مخابره كرد و با تكيه به راي مردم به ترسيم چهر‌ه‌اي جديد از ايران در خاورميانه و تحولات جهاني دست زد و بر مناسبات سياسي حاكم بر جهان تاثير نهاد.

5- اعتقاد به گفت‌وگو به عنوان راه‌حل: اعلام صريح اوباما مبني بر گفت‌وگو با سران همه كشورها از جمله ايران در مورد مسائل في‌مابين در بدو امر باعث حملات بسياري عليه وي در دوران فعاليت‌هاي انتخاباتي آمريكا شد اما وي با تاكيد بر «گفت‌وگو» به عنوان يك «راهكار» بر اين گونه نظرات خود پاي فشرد و بر گفت‌وگو به جاي مخاصمه به عنوان راهكاري براي حل مسائل آمريكا با جهان آن هم با كمترين هزينه تاكيد كرد.

اعتقاد به كارايي گفت‌وگو به عنوان راهكاري براي حل مسائل جهان امروز را به وضوح مي‌توان در افكار و سخنان خاتمي هم مشاهده كرد. علاوه بر پايه‌گذاري تئوري «گفت‌وگوي تمدن‌ها» و پي‌گيري عملي آن پس از خروج از قدرت‌، وي در زمان در دست داشتن قدرت هم هميشه باب گفت‌وگو با مخالفان داخلي و منتقدان خارجي را گشود و از جمله مساله هسته‌اي ايران را با راهكار گفت‌وگو از تنش و درگيري به دور نگاه داشت و با اعتماد‌آفريني در قالب بيان شفاف و صادقانه مسائل چهره‌اي تازه براي ايران در ميان كشورهاي جهان ايجاد كرد.

6- مقاومت در برابر تخريب و تهمت: جسارت يك سياهپوست براي شروع فعاليت‌هاي انتخاباتي آن هم براي كسب مقام رياست‌جمهوري آمريكا كافي بود تا وي آماج حملات بعضا غيراخلاقي و غيرمنصفانه قرار گيرد. داستان‌سازي در مورد گذشته وي و متهم كردن وي به افراطي بودن و يا مسائلي در مورد كودكي و خانواده وي و طرح مسائلي مانند جواني و بي‌تجربگي و عدم قاطعيت لازم در هنگام تصميمات حساس و يا نوع لباس پوشيدن و تبار نيمه‌آفريقايي او همگي بخشي از هجمه گسترده‌اي بود كه مخالفان عليه اوباما شكل دادند. با اين حال وي با ايمان به هدف و حق خود به عنوان يك شهروند براي رسيدن به بالاترين مقام كشور به مبارزات خود ادامه داد و پيروز شد. اما ماجراي حملات ناجوانمردانه و به دور از اخلاق بسياري از مخالفان عليه خاتمي، در ايام مبارزات انتخاباتي وي در سال 76 و سپس در مدت 8 سال رياست‌جمهوري وي و حتي پس از كنار رفتن از اين مقام حكايتي شبيه آن چيزي است كه در مورد اوباما اتفاق افتاده است.

محكوم كردن خاتمي به فاصله گرفتن از ارزش‌ها و عدم توانايي وي در اداره امور كشور و ساخت انواع شايعات و درج تندترين مقالات عليه وي در روزنامه‌ها و نشريات و حتي برخورد فيزيكي با دو تن از اعضاي دولت وي تنها بخش كوچكي از سلسله حملات بدون توقفي بود كه مخالفان خاتمي با هدف تخريب وي به آن دست‌زده و مي‌زنند.

اما اين تخريب‌ها نه تنها در راي مردم به وي بي‌تاثير بوده است بلكه عملكرد صادقانه و پايمردي وي بر آرمان‌هايش باعث شده تا وي هنوز هم از محبوبيت بالايي برخوردار باشد.

7-علاقه‌مندي به حل مشكل ايران و آمريكا: مشكل ديرپاي پاي سياسي ميان دولت‌هاي ايران و آمريكا مي‌رود تا وارد چهارمين‌ دهه از عمر خود شود. اگر چه در سه دهه گذشته همواره چرخش‌هايي از سوي هر دو دولت در مورد سياست خارجي آنها نسبت به يكديگر وجود داشته است و طيفي از تهديد تا گفت‌وگو در مورد عراق را در اين سياست خارجي مي‌توان مشاهده كرد اما اوباما با موضع‌گيري صريح در مورد لزوم گفت‌وگو با ايران براي حل مسائل في‌مابين ضمن فاصله‌ گرفتن از نظرات بوش كه بارها ايران را محور شرارت خوانده و مورد تهديد قرار داده بود، بر عظم خود براي پايان بخشيدن به تنش‌ها تاكيد كرد. اين درحالي است كه مجموع ويژگي‌هاي اوباما نيز باعث مي‌شود بتوان اميدوار بود كه وي با تكيه بر گفت‌وگو و به رسميت شناختن حقوق ايران از جمله استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي براي توليد انرژي و مصارف مشابه، گامي براي فرو ريختن ديوار بلند بي‌اعتمادي ميان ايران و آمريكا بردارد.

از طرفي چنين سياستي را مي‌توان منطبق بر سياست محوري دولت خاتمي مبني بر «تنش‌زدايي» در روابط با كشورها و گفت‌وگو براساس اعتماد و احترام دانست. امري كه يك دهه قبل با دعوت وي از مردم و به‌ويژه انديشمندان آمريكا براي ارتباط با مردم ايران به هنگام سخنراني در سازمان ملل كليد خورد و تا پايان دوره رياست جمهوري وي نيز به خوبي ادامه يافت.

با توجه به آنچه در بالا ذكر شد در مجموع مي‌توان نتايج انتخابات اخير آمريكا را مهر تائيدي از سوي مردم اين كشور بر لزوم حاكم شدن صلح و آرامش و احترام متقابل در جهان و يك «نه» بزرگ به سياست‌هاي آتش‌افروزانه و خودكامه دولت فعلي آمريكا دانست. امري كه مي‌تواند در مناسبات جهاني تاثيرگذار بوده و از تنش‌هاي بين‌المللي بكاهد. اما نكته‌اي كه در اين ميان مي‌توان به آن اشاره كرد اين است كه با توجه به شباهت‌هاي ميان اوباما و خاتمي شايد بتوان پيروزي قاطع وي را كه به معني تائيد عقايد وي از سوي مردم كشورش مي‌باشد نشانه‌اي مثبت از اقبال جهاني به حاكميت آرامش و صلح در جهان دانست. امري كه مي‌تواند با حضور سيدمحمدخاتمي در انتخابات آينده رياست‌جمهوري و بازگشت دوباره وي به قدرت از طريق يك فرآيند دموكراتيك، در اين سوي دنيا نيز نمود يابد و مردم ايران هم با انتخاب خاتمي به رياست‌جمهوري،‌ايران را به بازيگري تاثيرگذار در روند حاكميت عقلانيت و تفاهم در جهان بدل سازند.

بي‌شك چنين اتفاقي جز با حضور پرقدرت خاتمي در انتخابات آينده و دفاع چند باره وي از گفت‌وگو و احترام متقابل به عنوان راهكارهايي براي اداره بهتر جهان امروز امكان‌پذير نيست.

خاتمي بايد به ميدان بيايد تا فرصتي براي مردم ايران فراهم شود تا با انتخاب وي تاثيري مثبت در شكل‌گيري فضايي با تفاهم بيشتر و تنش‌ كمتر در جهان بگذارند. 

+ نوشته شده در شنبه 1387/08/25ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط اربابي |