تبليغاتX
براي ثبت در تاريخ-آرشيو
سکس، میوه ممنوعه زندگی من

سکس! سکس یعنی یک خط قرمز. یعنی که هنوز هم اگر در کشور ما راجع به آن صحبت کنید، بدترین و شنیع‌ترین حرف‌ها را زده‌ای. یعنی این‌که اگر تو سوالی در مورد «پایین‌تنه» بکنی ،کمتر کسی به تو پاسخ می‌دهد؛ تازه اگر شانس بیاوری و به گستاخی متهم نشوی. سکس از کودکی یک نقطه بزرگ ابهام در زندگی همه ما ایرانی‌هاست. کمتر پدر و مادری حاضر می‌شود با کودکش با صراحت در مورد سکس صحبت کند یا به سوالاتش پاسخ دهد. بچه‌ها همه می‌دانند که به دنیا می‌آیند اما وقتی می‌پرسی چگونه در جوابت می‌گویند یا یک روز در یک جوراب پشت در گذاشته شده‌اند یا آن‌که پدر و مادرشان آن‌ها را در یک سبد از دریا گرفته‌اند. در بهترین حالت می‌دانند که مادرشان روزی آن‌ها را در شکم‌شان این‌ور و آن‌ور می‌برده، اما نمی‌دانند در کجا درست شده‌اند و از کچا پا به جهان ما گذارده‌اند. آن‌ها با همین ذهنیت‌ها بزرگ می‌شوند و بعد هم در مدرسه و حتا در دانشگاه هیچ کسی به فرزندان این جامعه یاد نمی‌دهد که یکی از اصلی‌ترین بخش‌های زندگی یک انسان که در ارتباط‌های اجتماعی و حتا خصوصی او نقش دارد، سکس است.


به هر حال سکس، خط قرمز است. سکس یعنی این‌که نباید بپرسی. یعنی این‌که از هم‌کلاسی‌ات باید یاد بگیری، از فیلم‌های پورنوی یواشکی با رفقا و مجله‌های خارجی که به دست همه بچه‌های مدرسه دستمالی شده‌. یعنی این‌که تو حق نداری از معلمت، مادرت، پدرت یا بزرگترت بخواهی تا صریح به تو بگوید، صحیح‌ترین حالاتش چیست.

شما اولین مفاهیم رابطه جنسی را از که آموختید

از دختری می‌خواهم تا از برداشت های جنسی‌‌اش بگوید. «م» قول می‌گیرد این مصاحبه بی‌نام و نشان باشد. او ۲۷ سال دارد، مجرد است و کارشناسی علوم ارتباطات دارد:

یادت می‌آید اولین دفعه با مسایل جنسی در چه سن و سالی آشنا شدی؟

الان یادم نیست ...

آموزش‌های جنسی‌ات را از چه کسانی گرفتی؟

فکر کنم مسایل جنسی از چیزهای شخصی است که آدم باید خودش یاد بگیرد چون در بین ما این یک چیزی نیست که تو بخواهی بگویی مامانم یا بابام به من یاد داد. ظاهراً مسایل عاطفی را پدر و مادر می‌توانند به آدم کمک کنند ولی مسایل جنسی را خیلی سخت است.راه‌هایی دیگری هست، مثلاً تو دوستان جالبی گیرت بیفتد، این‌طوری باشد خیلی بهتر است. فکر می‌کنم آدم باید خودش کشف کند. چون کسی چیری به تو درست یاد نمی‌دهد. نه مامان، نه معلم... نمی‌دانم شاید هم خودش باید تجربه کند.

با این حساب تو هیچ‌وقت در مورد مسایل جنسی آموزش ندیده‌ای...

متاسفانه نه. ولی فکر می‌کنم لازم است. در سوال قبلی را هم فکر می‌کنم اگر به‌طور کلی بخواهی نگاه کنی آدم باید حتماً آموزش ببیند. شاید جایی هم نبوده که بخواهد آموزش بدهد.

اگر آموزشی باشد، فکر می‌کنی تا چه حد می‌تواند آزاد باشد؟

من همین را می‌گویم. در مجموع مجبوری خودت حالا به هر نحوی شده با سکس آشنا کنی. این جزو زندگی است و آدم نمی‌تواند از آن فاصله بگیرد ولی خب باید یاد گرفت. خودت باید بخواهی، چون از چیزهای مهم زندگی شناخت رابطه جنسی است حالا به هر شکل که شده. چون الان در جامعه امکانش نیست یاد بگیری یا بتوانی آزاد تجربه کنی.

فکر می‌کنی اگر ازدواج کنی چقدر با همسرت، درک متقابل ارتباطات جنسی داری؟

خب، این خیلی مساله مهمی است. من یکی از دلایلی که وارد این ماجرا نمی‌شوم چون از این عدم درک واهمه دارم.

***

وقتی با اکثر جوان‌ها صحبت می‌کنید، با صراحت می‌گویند اولین بار آن‌چه‌ از سکس فهمیده‌اند از طریق هم‌کلاسی‌ها و یا دوستان‌شان در مدرسه و خیابان بوده‌ است و خیلی از آن‌ها اگر منصف باشند خواهند گفت که بسیاری از آن‌چه را که فهمیده‌اند، غلط بوده. باورهای نادرست و اندیشه‌هایی که زاییده ذهن کودکانه بچه‌هایی است که خود از دیگران به همین ترتیب یاد گرفته‌اند، به قول دکتر شرفی، کارشناس علوم تربیتی اولین گام انحراف است.


این کارشناس اشاره می‌کند: «کودک از مرجع نمی‌آموزد. مفاهیم غلط در ذهن او جایگزین تعابیر درست می‌شود و این می‌شود که دانش جنسی اندک شهروندان ایرانی با موضوعیت غلط شکل گرفته و به دیگری هم داده می‌شود».

مدارس و آموزش جنسی ارتباطی نامفهوم

با توجه به افزایش بحران‌های اجتماعی کشور اینک چندی است که مساله عدم درک صجیج ارتباط‌های جنسی مطرح می‌شود. بر اساس عادت معمول که در کشور ماست وقتی شرایطی وارد بحران می‌شود، ما صحبت از پیشگیری می‌کنیم. افزایش موج روسپیگری و بنابر اظهارات رییس کارگروه زنان آسیب‌دیده اجتماعی کاهش سن خودفروشی به ۱۵ سال، گسترش فحشا‌ در بین زنان متاهل، آن‌هم نه بر اساس نیاز اولیه بلکه ثانویه و عاطفی شاید بی‌ربط با این یحث ما نباشد.بد نیست اشاره شود بنابر نظر کارشناسان، در عموم روی آوردن به ارتباط‌های جنسی غیر معمول نظیر زنان شوهردار با غیر و یا موارد مشابه عدم درک صحیح رابطه جنسی توسط شریک اولین نکته‌ای است که اشاره می‌شود.

اما امروز وقتی با سیر صعودی طلاق در جامعه‌ مواجه هستیم می‌شنویم که باید رعایت کرد، باید فهمید، باید پرده‌ها را کنار زد. اما چگونه؟ براساس آمارها و اطلاعاتی که مرکز مداخله در بحران‌ها و آسیب‌های اجتماعی می‌دهد، اینک حجم بسیار زیادی از طلاق‌های کشور را عدم درک صحیح روابط جنسی زن و مرد تشکیل می‌دهد و باز هم خوب است گریزی به سمینار اخیر «اسلام و آسیب‌های اجتماعی» بزنیم که در آن اشاره شده است که تقریباً نیمی از خودفروشی‌ها برای تامین نیاز های ثانویه‌ است.

جالب است بدانید برای این گزارش با زنی صحبت می‌کردم، او می‌گفت تا زمانی‌که ازدواج کرده است حتا نمی‌دانسته که یک مرد وقتی با او هم بستر می‌شود واقعاً با او چه رفتاری می‌کند و جالب‌تر این‌که او اشاره می‌کرد همسرش نیز وقتی با او ازدواج کرده نمی‌دانسته که چگونه باید با او رابطه جنسی داشته باشد. آن‌ها درکی ناقص از ارتباط جنسی با یکدیگر داشتند.

درکی که سال‌ها برای آن‌ها طول کشید تا با مشاوره توانستند راه‌های جدی آن را پیدا کنند، عاطفه ادامه می‌دهد: مادرم هم همین قدر می‌دانست. ما از یکی از روستاهای اطراف شیروان در خراسان بودیم. او می‌گفت‌ چشمانت را ببند و بعد بگذار شوهرت خودش راهش را پیدا می‌کند. تازه بعد از شب اول که درد دارد و باید خونش را روی دستمال بدهی تا آبروی ما را حفظ کنی، گاهی خوشت هم می‌آید. این همه چیزی بود که من از مادرم یاد گرفته بودم.

جامعه محتاج آموزش جنسی است

فهیمه هاشمی، مشاور خانواده در این زمینه اشاره می‌کند:
ندانستن فرایند جنسی، نه تنها مشکل نوچوانی است بلکه در بزرگسالی هم این مساله د‌ر پس پرده حجب و حیا‌ست. حتا زمانی‌که ازدواج می‌کنند. برای همین است که خواسته‌های زن و شوهر از هم مشخص نمی‌شود. درواقع نوع تربیت دختر و پسر از همان ابتدا یک حالت تابو را پیش می‌آورد. در این بی‌تربیتی، دختر یک‌سری افکار برای خودش دارد و مرد به یک نوع دیگری و اگر بخواهند با هم یدون ایحاد فضا و شرایط مناسب گفت و گو کنند چه بسا سوء‌تفاهم هم به‌وجود بیاورد. در واقع آموزش باید از سن چهار یا پنچ سالگی انجام گیرد، ولی ایران هنوز کشش چنین کاری را ندارد.


تا چه حد روابط جنسی را می‌توان آموزش داد؟

اگر بشود جلسات جدا باشد تا جایی‌که کامل قضیه را باز کرد، می‌شود وارد شد. ولی جایی‌که هر دو جنس با هم حضور داشته باشند، نه. چون پذیرش این قضیه را ندارند. امروز در همین کلاس‌های آموزش پیش از ازدواج که مختلط برگزار می‌شود این نفص به چشم می‌خورد.با توجه به این‌که یک مدتی است با این موضوع سر‌و‌کار دارم، شدیدن هر دو جنس به این کلاس‌ها نیاز دارند و خودشان هم به این موضوع اشاره می‌کنند. کسانی هستند که به من مراجعه می‌کنند و می‌گویند: اگر بدانیم که جایی چنین آموزش‌هایی هست هر نوع هزینه‌ای را حاضریم بدهیم که از آن استفاده کنیم.

به نظر شما در سطح عموم، دانش جنسی کسانی که ازدواج می‌کنند تا چه حد است؟

خیلی کم. می‌شود گفت شاید ده درصد. در نهایت وقتی که زن یا شوهر از ارتباطی که دارد راضی نباشد و سکس را براساس فقط یک تکلیف انجام دهد، کم‌کم احساس لذت از کنارش حذف می‌شود و سردی جنسی را به همراه می‌آورد. آنهابرای رد کردن از گردن خودشان یک‌سری توجیهاتی هم می‌آورند. اما در نهایت این عدم شناخت باعث می‌شود که یک زندگی ماشینی، به قول روانشناسان طلاق عاطفی بین آن‌ها به‌وجود بیاید.

چون آن چیزی را که نمی‌توانند از همسرشان بخواهند خیلی راحت می‌توانند از شریک جنسی‌شان بخواهند.

حسین علی زاهدی‌پور، پژوهش‌گر دارالحدیث صدا‌و‌سیمای ایران اشاره می‌کند:

زنانی که در خانه تامین نمی شوند روی به روسپی‌گری می‌آورند. اگرچه که آن‌ها در رویارویی با مردانی که با آن‌ها تماس می‌گیرند تامین نمی‌شوند اما به دلیل نبود صمیمت در خانواده و تامین جنسی روی به خودفروشی می‌آورند.

او راهکار را در آموزش، آن هم در سه سطح فرد، خانواده و جامعه می‌داند. اما وی اشاره نمی‌کند که تاکنون چه راهکار‌هایی برای این آموزش به صورت منسجم و با برنامه اجرا شده است.

فهیمه هاشمی کارشناس آموزش روابط جنسی در پاسخ به این سوالم که چقدر مراجعه‌کنندگان به شما مشکلات‌شان را بی‌پروا طرح می‌کنند، ادامه می‌دهد:

در ابتدا خیلی کم. مگر این‌که به جلسه دوم یا سوم کشیده بشود تا اعتمادشان کامل جلب شده‌باشد و بتوانند به طرف مقابل اعتماد بکنند و باز هم خیلی با حجب و حیا و در حاشیه به آن می‌پردازند.

در حالی که ممکن است علت اصلی، ممکن که نه، در خیلی از مواقع علت اصلی، همان حجب است. این حجب نا‌بجا با آموزش‌ها یک مقدار کمتر شده ولی رفع نشده.

تازه برخی شاید بتوانند تشخیص بدهند که علت اصلی مشکل‌شان همان است. ولی بی‌شک مساله رفع نشده چون آموزش‌ها، آموزش‌های کاملی نیست. باز همان آموزش‌هایی است که خیلی در پرده و لفافه گفته می‌شود.یکی از مشکلات جامعه ما این است که مدرسین مسایل جنسی بچه‌ها در سنین بلوغ و نوجوانی هم کلاسی‌ها و هم مدرسه‌ای‌ها و دوستان‌شان هستند. این در زندگی آتی آن‌ها چقدر تاثیر دارد؟

این شناختی منفی است چون مسلمن آن چیزهایی را که خودشان بدست نیاورده‌اند را دارند القا می‌کنند. و این باعث ترس از ازدواج و رابطه جنسی سالم از ابتدا می‌شود. نوجوانان با این آموزش‌های غیر رسمی یک دید ذهنی در این رابطه برای خودشان ایجاد می‌کنند که در اساس غلط است. برای رفع این موضوع یکی از مهم‌ترین آیتم‌هایی که من می‌توانم پیشنهاد بدهم، آموزش مستقیم و کامل تمام رابطه جنسی به‌طور مجزا بین دو جنس است.

به نظر شما از چه سنی؟

از سن دبستان.

شما فکر می‌کنید باید مسایل جنسی از سن دبستان برای بچه‌ها باز شود؟

آموزش در هر سنی متناسب با خودش. ولی در رابطه با کسی که در شرف ازدواج است یا ازدواج کرده به‌طور کامل، نه مانند واحد دانشگاهی که برای تنظیم خانواده گذاشتند بلکه به شکل کاملن کاربردی و روانشناختی آن.

اشاره به واحدهای دانشگاهی در زمینه روابط جنسی کردید. یعنی آنها در سطح کاربردی نیست؟

اصلاً...

***

واقعیت این است که امروز ما نمی‌دانیم چه میزان زنان و یا مردان، بیرون از خانواده نیازهای جنسی خود را تامین می‌کنند. ما اساساً نمی‌دانیم که چه حجمی از جامعه دچار مشکلات جنسی است چرا که آمارهای منتشره نیز مربوط به موارد دستگیری در نیروی انتظامی و یا مراجعه کنندگان به بهزیستی است و بخش عمده و پنهان هنوز در بطن جامعه محجوب است. سمینار‌ها و آمارها، هنوز کالای پشت ویترین است. چرا که با همه حرف‌ها برخی از کارشناسان اشاره می‌کنند، درصد بسیاری از زنان ایرانی تا پایان عمر حتا نمی‌دانند که زنان هم مانند مردان به اوج لذت جنسی «ا‌رگاسم» می‌رسند. شما را نمی‌دانم، اما من نام این را ظلم می‌گذارم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/05/07ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط اربابي |

بركات انتخابات

سال دیگر زمان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران است، و هرچند در مورد برگزاری یك انتخابات آزاد، رقابتی، عادلانه و سالم (با توجه به چند انتخابات اخیر) حرف و حدیث بسیار وجود دارد اما از هم‌اكنون می‌توان آثار و نشانه‌های خیز برداشتن نیروها و گروه‌های فعال فكری و سیاسی را برای مواجهه با این رخداد و بهره‌برداری از آن دید. از یك طرف جناح حاكم برای ادامه حاكمیت خود نیاز به رای مردم دارد و به ناچار باید با پاسخگویی نسبت به عملكرد خود در دوران مسوولیت و دست زدن به اقداماتی كه بتواند اعتماد دوباره رای‌دهندگان به این جریان را در پی داشته باشد به میدان انتخابات آید، و از سوی دیگر اصلاح‌طلبان با نقد عملكرد جناح حاكم و ارائه چشم‌اندازی متفاوت و مقایسه‌ای از عملكرد دوران اصلاحات و دولت نهم تلاش می‌كنند تا با بازسازی جایگاه و نیروهای خود و جلب اعتماد قهركردگان از صندوق‌های رای و افراد خاموش جامعه به مصاف رقیب قدرتمند خود بروند و از امكان انتخابات برای تغییر وضعیت موجود و انجام اصلاحات استفاده كنند. در این گیرودار انتخاباتی است كه هریك از طرفین (و ایضا نیروهای خارج از این دو) با تكیه بر عملكرد خود و گفتمانی خاص عرصه عمومی را صحنه چالش‌های فكری و سیاسی و انتقادی ساخته و راه آینده بهتر را به روی شهروندان برای تصمیم‌گیری باز می‌نمایند و در نهایت می‌توان انتظار داشت كه در سایه یك انتخابات آزاد با رای اكثریت مردم رئیس‌جمهور برگزیده و سكاندار قوه مجریه شود، و این از «بركات انتخابات» در نظام‌های مردم‌سالار است كه در هر مقطع انتخاباتی مردم از آن برخوردار می‌شوند.هرچند هنوز معلوم نیست نامزد جناح حاكم در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده چه كسی است اما از قرائن و شواهد می‌توان دریافت كه آقای احمدی‌نژاد در پی آن است تا خود را به عنوان نامزد یگانه جناح حاكم اثبات كند و از پشتیبانی كامل نیروها و گروه‌های این جناح در انتخابات آتی بهره برد و از این رو تلاش دارد كه در سال آخر مسوولیتش دست به كارها و اقداماتی بزند تا شرایط محیطی و رای افراد را به نفع خود رقم زند و قطعا اگر انتخابات و نیاز به رای نبود هرگز نیازی به انجام این كارها نمی‌شد و این از «بركات انتخابات» است كه رئیس قوه مجریه را وا می‌دارد برای انتخاب مجدد دست به كارهایی بزند كه رای‌آور باشد! آقای احمدی‌نژاد با استفاده از امكانات و وضعیت منحصر به فردی كه دارد در این آخرین سال دولت نهم با درك اوضاع وخیم اجتماعی و اقتصادی ناشی از سیاست‌های اشتباه دولتش و اینكه اگر در همین شرایط وارد انتخابات شود شكست خواهد خورد، چراكه حتی بخش قابل توجهی از نیروها و گروه‌های اصولگرا از او حمایت و پشتیبانی نخواهند كرد، به ناگاه با یك چرخش كامل نسبت به سیاست‌های گذشته اقتصادی دولتش در عرصه داخلی و سیاست خارجی درصدد بازسازی وضعیت رای خود برآمده است. محتوای طرح تحول اقتصادی دولت و اجزای آن، كه به گونه‌ای از بازگشت دولت نهم به نظام اقتصادی بازار خبر می‌دهد و در تقابل كامل با شعارها و مدعاها و سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت نهم از بدو روی كارآمدن تاكنون است، شاهدی براین مدعاست. دولتی كه با شعار بردن درآمد نفت به سر سفره‌های مردم و عدالت محوری و بهبود معیشت و اقتصاد اقشار محروم و متوسط بر سر كار آمد و با افزایش بودجه عمومی و تثبیت قیمت‌ها و... وضعیت كنونی را رقم زده و اسباب نارضایتی اقشار وسیعی از مردم را فراهم آورده است می‌خواهد با یك دوربرگردان (همانند طرح اصلاح ترافیك تهران) به آزاد‌سازی قیمت حامل‌های انرژی و نقدی پرداخت كردن یارانه آنها بپردازد و اصلاح ساختار اقتصاد كشور را پی گیرد، و به همین شكل در عرصه سیاست خارجی نیز با یك دور برگردان از تنش‌زایی به تنش‌زدایی روی آورده و تلاش دارد تا با انجام برخی اقدامات فشارهای سیاسی و اقتصادی ناشی از سیاست خارجی تهاجمی همین دولت را مهار و به ویژه آثار مخرب و هزینه‌زای ناشی از تحریم‌های اقتصادی را از روی دوش اقتصاد كشور ‌بردارد و راه‌های تنفسی بسته شده را باز نماید و به واقع از تغییر سیاست در عرصه سیاست خارجی برای تغییر در عرصه سیاست داخلی به نفع خود بهره‌برداری نماید.
اینكه آیا این اقدامات آقای احمدی‌نژاد به نتیجه مطلوب می‌رسد یا نه؟ محل بحث ما نیست و البته نویسنده امیدوار است به نتیجه برسد اما این نوع چرخش در مواضع و اقدام را باید از «بركات انتخابات» در جمهوری اسلامی ایران دانست و به همین دلیل بر ماست تا آنجا كه می‌توانیم از نهاد انتخابات پاسداری كنیم و نگذاریم این نهاد موضوعیت خود را در اداره كشور از دست دهد چرا كه تا وقتی این نهاد وجود دارد و دولت باید مشروعیت خود را از رای مردم بگیرد ناچار از انجام اقداماتی است كه رای و رضایت مردم را در پی داشته باشد و همین رای است كه حتی سرسخت‌ترین افراد و سیاست‌ها را اصلاح می‌كند و راز تداوم نظام‌های مردم‌سالار نیز در همین نكته كلیدی نهفته است. والبته اصلاح‌طلبان باید بدانند در میدانی كه رقیب همه گونه امكانات و قدرت مانور دارد و به راحتی می‌تواند با دست زدن به اقداماتی میزان رای‌آوری خود را افزایش دهد آسان نمی‌توان وارد شد و ورود به این میدان تمهیدات و مقتضیات و برنامه‌های ویژه‌ای را می‌طلبد و قطعا در انتخابات آینده نیرویی پیروز میدان انتخابات خواهد بود كه «بركات انتخابات» بیشتری را برای مردم عرضه كند و به نظر می‌رسد انتخابات آینده ریاست جمهوری نقطه عطف و سرنوشت‌سازی برای ایران و ایرانیان خواهد بود.

+ نوشته شده در شنبه 1387/05/05ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط اربابي |

در پی انتشار تیتری با عنوان «اعتراض شديد مظاهري به صمصامي»، انتشار روزنامه همشهری عصر با توافقی طرفینی متوقف شد.

این روزنامه در گزارش مزبور مدعی شده بود:«منابع آگاه در وزارت اقتصاد خبر از بروز اصطكاكي مي‌دهند كه شايد تا امروز در هيچ نهادي بروز نكرده است و براساس آن در اقدامي دور از انتظار حسين صمصامي از پذيرفتن مهندس مظاهري در وزارت اقتصاد خودداري كرده است. رئيس‌كل بانك مركزي كه در اعتراض به تصميمات صمصامي در رابطه با تسهيلات بانكي به ساختمان وزارت اقتصاد به باب همايون رفته بود با برخورد تند سرپرست وزارت اقتصاد روبه‌رو شد.»

گویا این خبر در آستانه معرفی وزیر اقتصاد البته در وقت اضافه، آنچنان بر دولت گران آمد که روز پنجشنبه جلسه هیات نظارت بر مطبوعات با حضور صفار هرندی تشکیل می شود. گویا برخی در این جلسه با اشاره به این که همشهری عصر هویت مستقلی ندارد و درواقع چاپ عصر همشهری است، در پی توقیف کامل روزنامه همشهری بوده اند.

در این میان گویا حسین انتظامی، مدیرعامل پیشین همشهری که عضو هیات نظارت نیز هست، در تماسی با محکی، مدیر کنونی این موسسه توافق می کنند اعلام شود موقتا به مدت 3 ماه این روزنامه منتشر نمی شود.

با این وجود خبر توقیف همشهری عصر در ایرنا منتشر می شود با این شرح که:«همشهری عصر به دلیل نشر مطالب خلاف واقع و خبرهاي نادرست با هدف ايجاد نابساماني در وضعيت اقتصادي کشور با راي هيات نظارت بر مطبوعات توقیف شده است.»

«ایرنا» همچنین مدعی شده که نوبت عصر همشهری فاقد مجوز قانونی بوده است، این در حالی است که در این صورت، چاپ عصر روزنامه ایران متعلق به خبرگزاری نیز غیرقانونی است.

در این حال علی اصغر محکی مدیر مسئول تازه وارد روزنامه همشهری در گفتگو با مهر با بیان اینکه ما روزنامه ای به نام "همشهری عصر" نداریم اظهار داشت : ما در حال حاضر برای ایجاد تحریریه جدید جهت روزنامه همشهری نوبت عصر مشغول اسباب کشی به مکانی جدید هستیم و بنابراین به محض اتمام امور مربوط به این مسئله روزنامه همشهری در نوبت عصر نیز به اقتضای جامعه منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در شنبه 1387/05/05ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط اربابي |